وحشت و ترس از افغانستان ایا این می تواند یک حقیقت باشد ؟
This part of Afghanistan will definitely freak the hell out of any normal person. It’s dirty, smelly and disgusting. There, no one will care of you and your life will cost nothing. Chaos, disorder and impunity – these words have never been that descriptive…
(
این بخش از افغانستان قطعا جهنم از دمدمی مزاجی، از هر فرد عادی
این کثیف ، بد بو و نفرت انگیز است. وجود دارد، هیچ یک از شما مراقبت و زندگی شما هیچ هزینه.
هرج و مرج ، اختلال و مصونیت از مجازات -- این کلمات هرگز که توصیفی...)

Approaching Kabul.(نزدیک شدن به کابل )

In the airport, there are a lot of military equipment and aircraft. Almost all helicopters are Russian.(
در فرودگاه ، در بسیاری از تجهیزات نظامی و هواپیما وجود دارد. تقریبا تمام هلیکوپتر روسی هستند.)

An absolutely empty arrival hall – no taxi cars, no greeters. Nobody is allowed to enter the airport. It’s buses which take the passengers out of it.
(
کاملا خالی از ورود به سالن -- بدون ماشین تاکسی، هیچ
greeters. هیچ کس اجازه ورود به فرودگاه. این اتوبوس که مسافران را به خارج از آن است.
در مغازه ها در این نزدیکی هست، شما می توانید سیم کارت محلی با اتصال به اینترنت
GPRS و حتی آی فون را خریداری کنید.
برداشت اول از کابل است که آن را یا یک زندان بزرگ و یا یک قلعه.)

The first impression of Kabul is that it’s either a big jail or a fortress. There are huge concrete fences with barbed wires along its streets. Weapon emplacements, sandbags and soldiers are everywhere. A lot of people with guns, all in different uniforms. The second impression can be described with only one word - dirt. It’s VERY dirty in Kabul.(برداشت اول از کابل است که آن را یا یک زندان بزرگ و یا یک قلعه. بسیار زیاد هستند نرده های بتنی با سیم خاردار در امتداد خیابان های آن وجود دارد. emplacements سلاح، کیسه های شن و سربازان همه جا هست. بسیاری از مردم با اسلحه، همه در لباس های مختلف. خاک -- چاپ دوم می تواند با تنها یک کلمه است. آن را بسیار کثیف در کابل.)

The Kabul River flows through the city. This is the main city gutter. People throw garbage into the river. The water is not just muddy, it is absolutely black as ink. It smells really disgusting, but you quickly get used to it as well as to a great number of flies…(
رودخانه کابل جریان را از طریق شهرستان. ناودان رحمت در این شهرستان اصلی است. مردم پرتاب زباله به رودخانه. آب گل آلود است، نه، آن را کاملا سیاه را به عنوان جوهر. این بوی واقعا منزجر کننده است ، اما شما به سرعت به آن و نیز به تعداد زیادی از حشرات مورد استفاده قرار...)

… heaps of crap and rotting under your feet garbage.(
... انبوه تلخه و فاسد خود را در زیر زباله فوت است.)

The embankment of the Kabul River. When this picture was being taken, the photographer thought that these people were probably praying as it was just the time for the evening prayer. But as it turned out later, they were just crapping…
(
خاکریزی از رودخانه کابل. هنگامی که این تصویر گرفته شده بود، عکاس تصور می کردند که این افراد احتمالا به دعا شدند و آن را به عنوان تنها زمان برای نماز شب. اما معلوم شد بعد از آن ، آنها فقط crapping شد...)

The Kabul is a tributary of the Indus. Its length is 460 km.(
کابل شاخه از رود سند است. طول آن 460 کیلومتر است.)


The city itself looks something like this.(این شهرستان خود به خود به نظر می رسد چیزی شبیه به این.)


A street hairdressers.(آرایشگری خیابان.)

The old city is almost completely destroyed by long-term wars, though somewhere you still can see the traces of ancient buildings.(
این شهرستان قدیمی است تقریبا به طور کامل توسط بلند مدت جنگ نابود شده، هر چند در جایی شما هنوز می توانید از آثار باستانی و ساختمان ها را مشاهده کنید.)

Kabul is a big market. The traffic on the streets is rather dense. There are no traffic lights, no one follows the rules, chaos reigns on the roads.(
کابل یک بازار بزرگ است. ترافیک در خیابان است و نه انبوه. هیچ چراغ وجود دارد، هیچ کس به پیروی از قوانین ، هرج و مرج حاکم در جاده ها.)

A bird market.پرنده فروشی

A very nice restaurant with samovars.رستوران زیبا با سماورهای زیبا


At first glance, it may seem that this is just a dirty eatery, but in fact, it’s a decent cafe.
در نگاه اول، ممکن است به نظر می رسد که این فقط یک eatery کثیف، اما در واقع، آن را به یک کافه را اداره کنند.

Its owner often asks the visitors to leave a few lines in a book of reviews.
صاحب آن اغلب می پرسد که بازدید کننده به ترک چند خط در یک کتاب بررسی.

The local bird market is very vivid and colorful.
بازار پرنده محلی است که بسیار واضح و رنگارنگ است.


Here you can meet some interesting and beautiful people.در اینجا می توانید برخی از مردم جالب توجه و زیبا را تامین کند.


Parrots and pigeons are the most common goods here.طوطی ها و کبوتر ها کالا رایج ترین است.